نشانه های قلعه ماکو در گرشاسب نامه

گرشاسب نامه اثر حماسی است که ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری سروده است.
 این منظوم را به خواهش محمد حصی یا حصنی وزیر ابودلف شیبانی فرمانروای نخجوان، در دوره سلجوقیان سروده است
کوهی رسیدند سر بر سپهر
بر آن کُه دژی برتر از اوج مهر
تو گفتی تنی بُد مگر چرخ ماه
مر او را سر آن کوه و آن دژ کلاه

ابیات بالا بخشی از شعر های این دفتر شعر حماسی ایرانی است. که در بخش وصف بیابان و رزم گرشاسب و زنگی امده است.
با خواندن این بخش از گرشاسب نامه ، خواننده را به فکر این میاندازد که بخشی از رویا های شاعر ( اسدی طوسی )با دیدن ماکو در مسیر و نزدیکی نخجوان در ذهن او تداعی شده است.

او اشاره به قلعه ای میکند که در پای کوهی است که ان کوه کلاهی برای دژ است. (دژکلاه) 
و همچنین به ظلم و حکومت دیوی با دندان های گراز ( قابان در زبان ترکی ) ، شهرهای پشت کوه و روستاهای اطراف تابع قلعه ، راه پیچ و خم ، ورودی بسته ، نقش وجودی زنگی ( زنگی بار ، محل زنگی ) و دره زیر کوه. 
که همه نشانه ها و کد آدرس های قلعه ماکو در ذهن شاعر حماسی سرا است.

و متن بخشی از شعر زنگی و گرشاسب در گرشاسب نامه :

کوهی رسیدند سر بر سپهر
بر آن کُه دژی برتر از اوج مهر
چو ماری رهش یکسر از پیچ و خم
گرفته به دُم کوه و کیوان به دَم
تو گفتی تنی بُد مگر چرخ ماه
مر او را سر آن کوه و آن دژ کلاه

بیابان ز صد میل ره یکسره
گذر زیر آن دژ بُد اندر دره
در آن دژ یکی زنگی پرستیز
که غول از نهیبش گرفتی گریز
به چهره سیاه و به بالا دراز
به دیدار دیو و به دندان گراز

تو گفتی تن و چهر آن دیو زشت
خدای از دم و دود دوزخ سرشت
سیاهی که چون جنگ برگاشتی
به کف سنگ و پیل استخوان داشتی
ز که دیدبانش سرافراخته
ز صد میل ره دیده برساخته
اگر مردم اندک بدی گر بسی
ابی باژ نگذشتی از وی کسی

پس کوه شهری پرانبوه بود
بسی ده به پیرامن کوه بود
همه کس بد از بیم فرمانبرش
خورش ها همی تاختندی برش
به نوبت ز هر دژ کنیزی چو ماه
ببردی و کردی مر او را تباه
چو گرشاسب نزدیکی دژ رسید
ز که دیدبانش جرس برکشید.


ماکو پرتال گرشاسب ,زنگی ,قلعه ,نامه ,ماکو ,بخشی ,گرشاسب نامه ,قلعه ماکو ,اسدی طوسی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

اخبار اینترنتی تفریحات سالم فلزیاب چیست 09196638253 آستارالی نیوز معرفی کالا فروشگاهی قران و عترت